« ما دچار اسراف هستيم ، بسياري از منابع كشور ما دچار اسراف گري هاي ماست و اين امر منتهي به شكاف بين فقرا و اغنيا مي شود . » بحث عدالت از منظر اقتصادي ! يعني اوّلاً ما دچار اسراف هستيم و داريم اسراف مي كنيم و اسراف كردن علاوه بر اين كه براي آخرت ما مشكل مشكل ايجاد مي كند ، مشكل دنيايي نيز براي ما به وجود مي آورد و آن مشكل اقتصادي براي جامعه است ؛ شكاف بين اغنيا و فقرا دائم عريض تر مي شود . فاصله‌ي بين فقر و غنا بيشتر مي شود .

پس از اين ، به اسراف هاي شخصي ، عمومي و در كلان بالاتر ، به اسراف هاي دولتي ، اجرايي و ... اشاره كردند .

توقّع مقام معظم رهبري در اين پيام برنامه ريزي و حركت است . نه اين كه بگوييم پيام مقام معظم رهبري اين بوده كه اسراف نكنيم و بياييم در و ديوار شهر را پر كنيم از پوستر هايي كه رويشان نوشته شده « اسراف نكنيم ! » و يا اين كه چند تا سمينار چرب در كيش همراه با هتل و همه امكانات برگزار كنيم براي اسراف نكردن .

برنامه ريزي يعني اين كه عقلا ، متفكّرين و من و شما نيز در سطح خودمان به بررسي اسراف بپردازيم ، برنامه ريزي كنيم و سپس حركت كنيم . حتّي اگر شده يك اقدام كوچك انجام دهيم .

براي روشن تر شدن اين فرمايشات ، من چند تا مثال از ميان 200 – 300 مثال انتخاب كردم .

- مثلاً در مورد مصرف شكر در مملكت ما : بالاترين الگوي مصرف جهاني براي شكر 30 كيلوگرم در سال است . كشور ما حدود 3/1 ميليون تن شكر خودش توليد مي كند . اگر بخواهيم به 30 كيلوگرم شكر حساب كنيم ، 2 ميليون تن شكر براي ما كافي است . امّا ما 10 برابر الگوي بالاي مصرف جهاني شكر مصرف مي كنيم . در نتيجه پارسال مجبور شديم 6 ميليون تن شكر وارد كنيم . واردات يعني زمين زدن اقتصاد . ما مي توانستيم با 700000 كيلو سر و ته قضيه را به هم بياوريم ؛ امّا داريم 6 ميليون تن وارد مي كنيم .  در بالاترين الگوي مصرف ماهي يك كيلو شكر بايد مصرف كنيم ؛ ما سرانه داريم نفري ماهي 10 كيلو شكر مصرف مي كنيم .

- مصرف انرژي در كشور : كلّ مصرف انرژي در كشور ما 17 برابر ژاپن ، 5/8 برابر كلّ اروپا ، 1/2 برابر كشور يك ميليارد و پانصد ميليون نفري چين است . يعني ما اندازه يك كشور 750 ميليون نفري انرژي مصرف مي كنيم .

در بعضي جاها رفاه ما كمتر از اروپاست و دليل آن اين است كه در بعضي جاها ما خيلي اسراف مي كنيم . آخه در كجاي جهان اين گونه انرژي مصرف مي شود كه ما مصرف مي كنيم ؟!

البتّه بعضي جاها سياست هاي حكومتي و دولتي نيز مشكلاتي براي مصرف ايجاد مي كند .

- مصرف آب سالم در كشور ما 70 برابر الگوي جهاني است . آب سالم در ساير كشور هاي جهان آبي كه براي استخر ، شستشوي ماشين ، آبياري و شستن دست و صورت به كار مي رود با آبي كه براي آشاميدن است فرق مي كند . امّا در كشور ما آب آشاميدني كه براي آن هزينه شده براي تمام مصارف ما به كار مي رود . البتّه در اين جا نيز بايد به سياست هاي اجرايي دولت توجّه كرد .

 نكته بعدي ، برخي فكر مي كنند كه مقام معظم رهبري تازه به اين مطلب اشاره كرده اند ؛ در حالي كه در اين تاريخ ها به اين موضوع اشاره شده :

11 / 2 / 87 : « ما به مصرف گرايي افراطي دچار هستيم . »

28 / 12 / 70 : « مصرف گرايي هم زيان اجتماعي ، هم زيان اقتصادي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد . من مكرّر عرض كرده ام و باز هم مي گويم و خواهش مي كنم مصرف گرايي را رها كنيد . »

25 / 9 / 71 در ديدار با زنان : « من به خانم هاي جوان و خانه دار عرض مي كنم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دوراني كه بسياري از مردم محتاج كمك اند ، بروند پول بدهند طلاي اضافي بخرند ، زينت بخرند ، وسايل رنگارنگ بخرند و ... . »

21 / 7 / 86 : « ما مردم مُصرفي هستيم ، اسراف در آب ، در نان ، در تنقلات ، در بنزين و در ... . »

4 / 1 / 79 در پيام نوروزي ، 26 / 1 / 70 پيام  ،  2 / 9 / 68  ،  29 / 12 / 73 پيام نوروزي  ،  29 / 12 / 75 پيام نوروزي  ،  1 / 1 / 76 پيام نوروزي  ،  1 / 1 / 77 پيام نوروزي  ،  4 / 10 / 78  ،  25 / 9 / 79  ،  5 / 6 / 80  ،  15 / 9 / 81  و  11 / 2 / 87  . 

اين ها همه دقيقاً مثل هم هستند . يعني مقام معظم رهبري در اين دوران حكومتشان قريب به 30 بار در مورد مصرف گرايي ما هشدار داده اند . امّا گوش شنوايي در كار نبوده . به همين دليل است كه سالي كه بايد به نام امام رضا (ع) ناميده شود ، به اين نام ناميده مي شود .

 اسراف و مصرف گرايي

مصرف گرايي به اين معنا نيست كه به اندازه شأن خود مصرف نكنيم . مثلاً كسي در شأن و رتبه متوسط اجتماع قرار دارد ، هيچ اشكالي ندارد كه متوسط مصرف كند . و كسي كه در رتبه بالاي اجتماع قرار دارد ، شأنش ايجاب مي كند بالاتر خرج كند . مثلاً كارگر محترم شهرداري محترم شهرداري وقتي براي عيدي به درِ خانه‌ي يك خانواده اي از قشر متوسط مي رود ، به 200 – 300 تومان راضي مي شود و وقتي به در خانه‌ي يك خانواده اي از قشر بالا مي رود به 1000 – 2000 تومان . مشكل ما اين است كه مصرف ، بد انجام مي شود ؛ اسراف يعني دور ريز . مصرف ما مشكل دارد . مثلاً در شأن كسي كه در طبقه‌ي بالاي اجتماع قرار دارد و ماشين خوب دارد ، اين نيست كه روزي 100 كيلومتر در خيابان الكي با ماشين بگردد . اين مي شود اسراف . ماشين خوب داري ، درست هم استفاده كن . اين طوري نيست كه بگوييم هر كس خانه‌ي خيلي خوب و يا ماشين خيلي خوب دارد ، اسراف كرده . نه ، مصرف غلط است .

در پيام بررسي كرديم و متوجّه شديم كه الگوي مصرف مورد بحث است .

مقدار دور ريز نان مملكت ما طوري است كه مي توان تنها با هزينه‌ي دور ريز نان تهران مشكل ازدواج يك ميليون زوج را ماهانه حل كرد . اين مبلغ بسيار زيادي است . مقدار بسيار زيادي از هزينه هاي مملكت ما در سطل زباله است .

البتّه تصريح مي كنيم كه ما الآن درباره‌ي مشكلات مربوط به مصرف مردمي صحبت مي كنيم . درباره مشكلات دولت نيز كه اسراف هاي بسيار سنگيني است و قابل مقايسه با اسراف هاي كلّ ملّت هم نيست ، هم صحبت مي كنيم . كه دولت بايد آن مشكلات را بررسي كند و حتما هم در حال بررسي است . امّا ما درباره‌ي خودمان داريم صحبت مي كنيم . مشكل اصلي ما اين است كه ما فقط خودمان را مي بينيم و چند نفر دور و برمان را . و مي گوييم اگر چقدر مي شود مثلا مي شود ماهي 2000 – 3000 تومان و فكر نمي كنيم كه اگر ما يك ميليون نفر بشويم ، نفري 2000 تومان چقدر زياد مي شود . اكثريت مطلق مردم در جامعه‌ي ما مبتلاي به اسراف هستند و بد مصرف مي كنند . مشكل ما در تنوع مصرف است .

دلايل رواج اسراف و مصرف گرايي :

 1- حبّ نفس ، حبّ دنيا و تنوّع طلبي :

ما عادت نكرده ايم كه براي نياز ، زندگي كنيم ، عادت كرده ايم كه براي نياز نفس خود زندگي كنيم ، نفسي كه سيري ناپذير است ! ميزان بسيار زياد تنوّع طلبي در جامعه‌ي ما باعث اسراف بسيار زيادي شده : تغيير ماشين ، موبايل ، خانه ، غذا و فرش و لباس و ... باعث شده دچار مصرف گرايي افراطي شويم . در حالي كه كمد ما پر از لباس است ، ما دائم در حال تغيير آن هستيم . لباس هاي قبلي كه در كمد است هزينه‌ي مملكت است كه بايگاني شده ، مثل اين است كه شما پول ها را از بانك بگيري و بگذاري در خانه ات . بعد هم مي گويي من كاري كه نمي كنم ، چه اسرافي ؟!

امّا نگهداري همين هزينه مثل اين است كه پول را بگيري و بگذاري در صندوق . بايد نفست را آدم كني . عُرفا جملاتي مي فرمودند كه امروزه اصلا خريداري ندارد . مي فرمودند : طعام را للقوّه بايد خورد . يعني بايد طوري غذا خورد كه قوّت بگيري نه طوري غذا خورد كه نفست قدرت بگيرد . سفره هاي بسيار رنگيني كه خورده هم نمي شود از بس كه زياد است . و بعد هم دور ريخته مي شود .

اگر در استفاده از وسايل نقليه ، نفس بخواهد استفاده كند ، انسان مصرف گرا مي شود . در هر چيز ديگري هم همين طور هست . در جهان امروز ميزان استفاده از اطعمه و اشربه‌ي غيرمجاز - چيزهايي كه براي بدن لازم نيست و براي انسان ضرر دارند مثل انواع و اقسام نوشابه ها و تنقلات – بسيار زياد است . و ترك استفاده از اين مواد مضر و غير ضروري مي توان هزينه‌ي لازم براي حل بسياري از مشكلات مملكت را فراهم كرد .

در زمان بحران اقتصادي تايلند پادشاه تايلند اعلام كرد كه هر تايلندي يك قاشق برنج كمتر بخورد تا اين بحران اقتصادي برطرف شود . بدين نحو بحران اقتصادي تايلند در طول يك ماه حل شد و به جايي رسيد كه تايلند امروزي از كشورهاي مهم صادر كننده‌ي برنج است .

در بحران كرده جنوبي ، رئيس جمهور كره جنوبي اعلام كرد كه زن ها مقداري از طلا خود را براي حل بحران اقتصادي بدهند . بحران اقتصادي حل شد و بعد با اين پول جمع شده ، صنايعي راه انداختند كه دارد آمريكا را فلج مي كند . مثل صنايع اتومبيل .

مشكل ما بد مصرف كردن است و اگر مصرف را بياوريم تا جايي كه براي ما سود داشته باشد ، خوب است . اگر خواهان رفاه هستيم رفاه نيز حد و مرزي دارد . نبايد به اقتصاد مملكت براي رفاه خود ضربه بزنيم . اگر مي خواهيد سرمايه گذاري كنيد توي بانك و يا بازار بورس سرمايه گذاري كنيد . در غرب اجازه داده نمي شود كه اقتصاد فردي به اقتصاد ملّي ضربه بزند . در غرب اصلا خانه نمي خرند . خانه را با وسايلش اجاره مي كنند .

علّت عقب افتادگي ما از كشور هاي غربي اين است كه فرهنگ ما مشكل دارد . به خاطر حبّ نفس و تنوّع طلبي داريم به اقتصاد مملكت ضربه مي زنيم .

 2- خود خواهي و ديگر نبيني :

از دلايل ديگر مصرف گرايي ، اين است كه خبر از قشر محروم نداريم . مقام معظم رهبري در ديدار با زنان فرمودند : در مملكتي كه محتاج به كمك زياد است ، چرا اين قدر تزئينات مي خريد ؟ در مملكتي كه مي شود به جاي خريدن اين تزئينات مشكلات بسياري از افراد محروم جامعه را حل كرد ، چطور جرأت مي كنيد اين طور خرج كنيد ؟ اين به خاطر حسّ خودخواهي ماست كه نسبت به ديگران بي تفاوت هستيم . راجع به زندگي ديگران و آن چه در دنيا مي گذرد بي خبر هستيم . روزانه در جهان سي هزار نفر از گرسنگي مي ميرند . آن وقت ما هر وقت حوصله مان سر رفت ، چيزي مي خوريم ! اين مصرف گرايي است .

 3- عرف و جامعه :

يعني قوانين عرفي كه دارد بر ما حكومت مي كند يعني به جاي آن كه به جامعه رنگ بدهيم ، جامعه به ما رنگ مي دهد حتّي در بين مذهبي ها . اگر برادري يا خواهري بخواهد بر طبق الگوي اسلامي مصرف كند و بخواهد اسراف را از زندگيش حذف كند بزرگ ترين مشكلش جامعه‌ي ما و اطرافيانش است . اگر دختر يا پسري بخواهد ساده و با مهريه‌ي پايين ازدواج كند ، مورد تمسخر اطرافيان قرار مي گيرد . حتّي در بين مذهبي هاي جامعه نيز اين موضوع رواج دارد . كليد مشكل ازدواج در جامعه در دست پدر و مادر هاي جامعه‌ي ماست كه بسيار مصرف گرا هستند . مي شود انسان شيك و تميز و مرتب باشد با اين كه خوب وسايلش را نگه دارد . مخصوصا در بين خواهران ما كه احساسات قوي دارند ، مصرف گرايي باعث آزار و اذيتشان مي شود . اين موضوعات براي پسر ها زياد حائز اهميت نيست امّا اگر خواهري بخواهد به حرف رهبرش عمل كند ، جامعه به او فشار مي آورد و اگر او متفاوت از ديگران عمل كند تحقير و تمسخر مي شود . ادّعاهاي مذهبي ها كه مدّعي پيروي از حضرت فاطمه (س) هستند گوش فلك را كر كرده است امّا سر سوزني از هواي نفساني ، تجمّل گرايي و رسم و رسومات مسخره‌ي خود پايين نمي آيند . براي حضرت زهرا (س) يك دهه مي گيرد و گريه مي كند امّا وقتي به او گفته مي شود الگوي زندگيت ، زندگي حضرت زهرا (س) باشد ، مي گويد به ما چه ! فاطمه‌ي زهرا براي خودش ما هم براي خودمان ! اين توهين به اهل بيت است . يك دهه براي حضرت زهرا (س) و يا امام حسين (ع) عزاداري مي كنيم و بقيه‌ي سال نيز بايد مانند آن ها زندگي كنيم . 4 تا روايت هم پيدا كرده اند كه « زن خوب ، مركب خوب ، خانه خوب و ... » در مقابل علامه مجلسي روايات بسياري دارند كه بر طبق آن اين جور زندگي كردن نفاق است . « يؤمنون بعض يكون بعض » يعني چيزهايي از دين را كه مطابق دل خود مي بيند قبول دارد و به بقيه‌ي دستورات محل نمي گذارد و مي گويد ما همين تكّه از دين را گرفته ايم . اين از آثار نفاق است . از خصوصيات منافقين در قرآن آمده است كه بخش هايي از دين را جدّي مي گيرند چون آن را دوست دارند و به بخشي ديگر عمل نمي كنند و آن را فراموش مي كنند چون آن را دوست ندارند .

مشكل ما اين است كه عرف و جامعه دارد فشار مي آورد . امّا زمان انقلاب ، اوضاع جامعه برعكس بود . خدا لعنت كند كساني را كه آن فرهنگ را برداشتند و فرهنگ تجمل را به جايش گذاشتند . مصرف گرايي دقيقا چيزي است كه دشمنان ما خواهان آن هستند . يعني كه پول را به سمت دشمنان سوق بدهيم ، اوضاع آن بهبود يابد و اوضاع آن خراب شود . مثلا در يك خيابان كه رد مي شوي 3000 تا پوشاك فروشي و يا 170 تا طلا فروشي هست ! فكر مي كردم كه در يك خيابان كه 170 تا طلا فروشي هست ، يعني همه‌ي آن ها درآمد دارند ؟ مردم كه اين قدر درآمد ندارند . فهميدم كه مردم طلا نمي خرند ولي مدام طلاهايشان را عوض مي كنند . به روز مي كنند . وقتي مي گويند خانه تكاني ، به اين معني نيست كه همه‌ي وسايل خانه را بيرون بريزي و دوباره از نو بخري !

4- خودنمايي :

برادر و يا خواهري كه فكر مي كند محبت دست لباس و زينت است ، برادر و خواهري كه فكر مي كند مي تواند قلب مردم را با زينت و لباس و آرايش فتح كند ، هر روز 5 بار در نمازهايش و در هر نوبت 2 بار به دروغ مي گويد ايّاك نعبد و ايّاك نستعين. اگر مي خواهي خودنمايي بكني ، خدا بايد تو را بنماياند ! با لباس كسي بهت نگاه نمي كند .

در مورد مذهبي هاي ما گفته مي شود كه در مجالس عروسيشان در طول يك شب چندين بار لباس عوض مي كنند . كساني كه با لباس ، با ماشين ، با خانه ، با رنگ هاي مختلف و با جلوه نمايي و خودنمايي افراطي سعي مي كنند در جامعه خودي نشان بدهند ، از نظر روان شناسي مبتلا به عقده هاي رواني هستند . آدم كه نبايد با لباس و ماشين خودش را نشان بدهد . در مورد رسيدگي به خود ، پيامبر (ص) فرمودند تميز و منظم باشيد .

البتّه بعضي برادران و خواهران ما افراطي هستند . از نظر رسيدگي به خود به خصوص بعد از ازدواج بي توجّه هستند . دين نيز اين را قبول ندارد . از زيبايي هاي ذات زنان اين است كه بايد در خود و يا در لباسشان زيبايي هايي داشته باشند ، امّا در اين مورد نبايد افراطي باشيم .

 5- خانواده و محيط خانواده :

رسم و رسومات خانواده اگر با فرامين ديني منافات داشته باشد بايد آن ها را كنار گذاشت . مثلا رسم دارند 3 شبانه روز عروسي مي گيرند . رسم مزخرف و مسخره اي هست . به جاي هزينه براي چنين مراسمي مي توان اين پول را براي حلّ بسياري از مشكلات جامعه به كار برد .

 6- تقليد :

الف) نقش حاكمان و حكومت در تقليد : النّاس علي دين ملوكهم . مردم به دين بزرگ تر هاي خودشان نگاه مي كنند . ملوك در اين جا الزاما به معني حاكمان يك حكومت نيست . ملوك به معناي بزرگ تر هاي ما است .

اين بهانه كه من خانه اي از خودم ندارم ، اين خانه اي در آن نشسته ايم مال دولت است ، بهانه اي است كه هر كسي بهش مي خندد . وقتي كسي در خانه‌ي امرا زندگي مي كند ، اخلاق امرا را پيدا مي كند . اگر امرا و حاكمان يك كشور در بالاترين سطح يك جامعه زندگي كنند ، هر گونه مبارزه با مصرف گرايي در سطح عمومي مردم يقينا بي حاصل و بي نتيجه است . مردم مي گويند برو ببين بالا چه خبر است ! در مملكت ما قانون « از كجا آورده اي » بايد دوباره احيا شود . كساني كه ميلياردي و تيلياردي در مملكت مصرف مي كنند بايد رسوا شوند تا مردم بدانند كه زهد به عنوان يك اصل اخلاقي اسلامي كه در جمهوري اسلامي بايد رعايت شود ، نهادينه شده است . اگر از مقامات بالاي كشور شروع به پرورش زهد كنيم ، مردم نيز از حاكمان و فرمانروايان خود تقليد مي كنند . نه اين كه مثلا اگر رئيس جمهور و يا فلان وزير به شهر يا كشوري دعوت مي شوند و سفره‌ي رنگيني هم انداخته شده ، همه عكس بگيرند كه رئيس جمهور پاي سفره‌ي رنگين نشسته ! نه ، منظور اين نيست . رسم اين است كه از مقامات اين گونه پذيرايي شود . منظور اين است كه روال زندگي بايد صحيح باشد . وگرنه عكس پاي سفره رنگين همه دارند ، عكس پاي سفره نان و پنير و سبزي هم همه دارند . عكس دليل نيست . بايد ببيني عقيده و روش زندگي آن مقام كشوري چيست . اميرالمؤمنين (ع) در نامه اي به عثمان بن حنيف نوشته اند « شنيدم كه در پاي سفره‌ي رنگين بوده اي ، شنيدم كه اغنيا را بر فقرا ترجيح داده اي . » او با برنامه ريزي انتخاب كرده بود كه بر سر اين سفره بنشيند و اغنيا را بر فقرا ترجيح داده بود .

مهم روال زندگي است ، وگرنه هر فردي ممكن است گاهي در پاي سفره هاي رنگين هم باشد . ما اين مدل افراط گري را نيز قبول نداريم كه از حاكمان خود بخواهيم هرگز و هيچ جايي ماشين خوب سوار نشوند و يا پاي سفره هاي رنگين نباشند . بايد ديد روال زندگي آن ها چيست . ما از حاكمان توقع داريم كه روال زندگيشان بر مبناي زهد باشد . نه اين كه در حكومت جمهوري اسلامي يك مسئول به شهري سفر كند ، و براي اين كه كباب درجه يك بخورد از شهر ديگر با هواپيما برايش كباب بياورند ! آن هم در جمهوري اسلامي !

چون آقا فرمودند ، حاكمان بايد روال و شيوه‌ي زندگي خود را مشخص كنند . يا بيايند قانون بدهند بگويند وقتي رهبر صحبت مي كند براي مردم صحبت مي كند ، به دولتي ها كاري ندارد ! اين قانون اوّل . قانون دوم اين كه نخير ! آقا براي دولتي ها صحبت مي كنند و بعد با مردم . اگر قانون دوم درست است ، تمامي حاكمان نظام اعم از مجلس ، قوه قضائيه ، قوه مجريه ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد روال و شيوه‌ي زندگي خود را براي مردم روشن كنند . شفّاف به مردم گزارش بدهند .

اگر اين اتّفاق افتاد ، ما امسال از دام شعاري شدن بيرون رفتيم وگرنه امسال هم مثل سال هاي قبل ! هر چقدر در سال هاي قبل مملكت علوي شد ، امسال هم مصرف گراييش كم مي شود !

بنابراين ما از حاكمان انتظار شفاف سازي در مورد روال زندگيشان و نحوه‌ي مصرفشان داريم .

 ب) نقش رسانه ها در تقليد : وقتي كه رسانه هاي ما دائم در حال ترويج مصرف گرايي هستند ، جمع ترويج مصرف گرايي با سال اصلاح الگوي مصرف چگونه اتّفاق خواهد افتاد ؟

رسانه هاي ما مي توانند همان گونه كه براي كمپاني هايي بهترين تيزر هاي تبليغاتي را با بهترين كيفيت مي سازند ، براي مصرف گرايي هم مي توانند امسال انيميشن ، تيزر و كليپ هاي جذاب و زيبا بسازند براي دادن الگوي زهد به جامعه .

بايد ببينيم كه آيا امسال اين اتّفاق مي افتد و يا اين كه در بين فيلم ها و برنامه هاي تلويزيون تبليغ 200 نوع پفك و يخچال پخش مي شود ، بالايش هم مي نويسند سال اصلاح الگوي مصرف !!!

 
صفحه اصلی
گزیده سخنان مقام معظم رهبری
الگوي مصرف از ديدگاه بزرگان
ضرب المثل ها در الگوی مصرف
اسامی دوستانی که طرح ومقاله ارائه کردند
اصلاح الگوي مصرف ،چگونه؟
سايتهاي مرتبط
معرفی کتاب
با دبيرخانه....
تماس با ما
اسامی برگزیدگان پیشنهادات هفتگی


اخبار
اصلاح الگوی مصرف به سرمایه گذاری نیاز دارد
1388-6-16
دستورالعمل جدید الگوی مصرف آب ابلاغ شد
1388-6-3
اصلاح الگوي مصرف، محور اصلي نمايشگاه بين المللي قرآن
1388-5-31
مشاهده صورتجلسات دبیر خانه طرح مدام از تاریخ 17/5/88 در بخش اطلاعیه سایت
1388-5-17


اطلاعیه
صورتجلسه شماره 4 دبيرخانه طرح مدام
1388-6-7
صورتجلسه دبيرخانه طرح مدام در بيمارستان رازي
1388-6-3
صورتجلسه شماره2جلسات دبیر خانه طرح مدام
1388-5-17
صورتجلسه شماره 3 جلسات دبیرخانه طرح مدام
1388-5-17


نظرسنجي
 
سایت ما چقدر مفید بوده؟
خیلی خیلی زیاد
زياد
متوسط
كم


نمایش نتایج


آمار وب سایت

تعداد بازديدهای اين وب سایت: